السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
18
تفسير الميزان ( فارسي )
صفات وزن ندارند . دوم اينكه خداوند تعالى احتياج به توزين اشياء ندارد ، زيرا عالم است و متصف به جهل نيست . بعضى از علما در اين روايت اشكال كرده و گفتهاند : بنا بر مذهب حق كه اعمال در قيامت مجسم مىشود و حسن عمل در ثقل ميزان صاحبش تاثير مىكند ، و حكمت و غرض از سنجيدن اعمال ترساندن و رسوا كردن گناهكار و بشارت و مزيد سرور شخص مطيع است اين روايت از جهات متعددى اشكال دارد ، و بنا بر اين مذهب ، ناگزير بايد روايت را در صورتى كه ممكن باشد تاويل و توجيه نمود و در صورت عدم امكان ، طرح و يا حمل بر تقيه كرد « 1 » . مؤلف : ما قبلا در باره معناى تجسم اعمال بحث كرديم ، و بنا بر معنايى كه ما كرديم روايت منافات با تجسم اعمال ندارد ، زيرا بنا بر آن معنا ، ممكن است اعمال در موقع حساب مجسم شده ، و خداى تعالى با ميزان مخصوصى كه مناسب با اعمال است آن را سنجيده و در عين حال اعمال هم مانند متاعهاى مادى محكوم به جاذبه زمين نباشند كه هر قدر جاذبه زمين نسبت به آن بيشتر باشد وزن آن متاع بيشتر شود . علاوه بر اينكه اشكال مزبور مبنى بر اين است كه از آيه مورد بحث و ساير آيات چنين بر مىآيد كه كيفيت وزن به اين است كه حسنات را در كفه اى و سيئات را در كفه ديگرى مىگذارند ، و آن وقت بين آن دو مقايسه و توزين به عمل مىآورند ، و حال آنكه آيه مورد بحث و همچنين ساير آيات از اين معنا ساكتند ، و دلالتى بر آن ندارند . در كتاب توحيد به سند خود از ابى معمر سعدانى از امير المؤمنين ( ع ) حديثى روايت مىكند كه در آن حديث امام ( ع ) فرموده : و اما آيه * ( « فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُه » ) * و آيه * ( « وَمَنْ خَفَّتْ مَوازِينُه » ) * معنايش اين است كه حسنات و سيئات را با حسنات وزن مىكنند ، پس حسنات باعث ثقل ميزان و سيئات سبب خفت آن است « 2 » . مؤلف : بطورى كه ملاحظه مىكنيد اين روايت گفتار ما را به صراحت تاييد مىكند ، زيرا مقياس را « حسنه » گرفته كه عبارت است از امر واحدى كه ممكن باشد با آن ، غير آن را سنجيد ، و معلوم است كه چنين امرى عملى است كه به باطل و معصيت مشتمل نباشد . و در كتاب معانى الاخبار به سند خود از منقرى از هشام بن سالم نقل كرده كه گفت : از امام صادق ( ع ) از معناى آيه « وَنَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً »
--> ( 1 ) تفسير روح البيان ج 3 ص 137 ( 2 ) توحيد صدوق ص 259 ط تهران